|
برگ زرد
برای ژکفر حسینی درد بودن چگونه دردی هست؟ تلخی منحصر به فردی هست خاطر از چیست قابِ بی تصویر؟ روی آیینه خاک و گردی هست هر که را لایق جمال خودش سوی آیینه رویکردی هست سایه ها می روند و می آیند در خیابان هوای سردی هست لاجرم در چنین جهنم سرد زنده گی طفل کوچه گردی هست کودکی با جبین چین خورده یا در آیینه پیر مردی هست؟ سوی خود هر چه باز می گردم باز آواز «باز گرد»ی هست لابلای کتاب «مسخ» هنوز یادگار تو برگ زردی هست |+| نوشته شده توسط عفیف باختری در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 10:39 |
